پرتوی امید - تاریخ: 1401/8/20 ساعت: 17:17
همیشه پرتوی امید وجود داره.بگذارید این امید آینده شما را شکل بده....
مرگ آسونه - تاریخ: 1401/3/24 ساعت: 8:06
مرگ که آسونه جرئت داری زندگی کن . . .
عاقل تر - تاریخ: 1401/3/24 ساعت: 8:06
⠀ خیلی چیزا دلمو شکوندن ، اما عاقل ترم کردن..!
گیر کردم - تاریخ: 1401/3/24 ساعت: 8:06
rlm;گیر کردم بین "منی که دلتنگم" و "تویی که عین خیالت نیست" و زورم هم به هیچکدومشون نمیرسه!
همه گفتن - تاریخ: 1398/5/6 ساعت: 23:30
همه گفتن : عشقت داره بهت خیانت می کنه ! گفتم : می دونم! گفتن : این یعنی دوستت ندارهاااا گفتم می دونم گفتن : احمق یه روز میذاره میره تنها میشی ! گفتم : می دونم ! گفتند: پس چرا ولش نمی کنی ..؟! گفتم : ا
تنهایی ازتو آدمی میسازد - تاریخ: 1398/5/6 ساعت: 23:30
تنهایی ﺁﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﯿﺴﺎﺯﺩ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﺒﻮﺩﯼ، ﮔﺎﻩ آنقدﺭ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻣﺜﻞ ﺳﻨﮓ ... ﮔﺎﻩ آنقدر ﺣﺴﺎﺱ ﻣﺜﻞ ﺷﯿﺸﻪ ... آنقدﺭ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ حرف ﻣﯽ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ... ﻻﻡ ﺗﺎ ﮐﺎﻡ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯿﺸﻮ
لبخند - تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 23:04
لــبــخــنــد بـــزن...! عـــکــاس مـــدام ایــن جــمـــلــه را تــکـــرار مـــی کــنـــد... اصـــلا بــرایـــش مـــهـــم نــیـــســـت،کـــه در وجـــودتــ... حــتـــی یـــک بــهــانــه بــرای لــبــخــنـــد نــیـــســـتــــ...
چه بگویم - تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 23:04
چه بگویم سحرت خیر؟ تو خودت صبح جهانیمن شیدا چه بگویم؟ که تو، هم این و هم آنیبه که گویم که دل از آتش هجر تو بسوخت؟شده ای قاتل دل؛ حیف ندانی که ندانیهمه شب سجده برآرم که بیایی تو به خوابمو در آن خواب بم
رفاقت... - تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 23:04
هـنــــوز هــــــم از بـــــازے ڪــــلاغ پــــــر مـــــے تــــــرســـــم . . .مــــے تـــــرســــــم ڪــــــــﮧ بــگــــــویـــــــم رفــــــاقـــــت . . .آروم بــگـــــــویـــــــے پـــــــــر
دعا - تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 23:04
ميگن سه موقع دعا برآورده ميشه:يکي وقت غروبيکي زير بارونيکيم وقتي دلي ميشکنهمن وقت غروب زير بارون با دلي شکسته دعا کردم خدايا هيچ دلي نشکنه....
تتنهایی.... - تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 23:04
چه سخت است در جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن به چشم دیگران چون کوه بودن ولی در خود به آرامی شکستن... خدایا... ازتجربه تنهاییت برایم بگو این روزهاسر تا پا گوشم.
دستام - تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 23:04
دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کرده؟ خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم.... تو دلم گریه کردمو دم گوشش گفتم: بی معرفت ! دستای من تغییر نکرده... دستات به دستای اون عادت کرده...
ی وقتایی - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:49
یه وقتایی ی چیزایی هست که فقط خودت میفهمی و درک میکنی... هرچقدرم واسه کسی توضیح بدی نمیفهمه... زندگی من پراز این چیزاس!!
گاهی... - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:49
گاهی نباید بخشید کسی را، که بارها اورا بخشیدی و نفهمید، تا این بار در آرزوی بخشش توباشد! گاهی نباید صبرکرد... باید رها کرد و رفت تا بدانند، که اگرماندی،رفتن رابلد بوده ای! گاهی برسرکارهایی که، برای دی
گاهی حتی - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:49
گاهی حتی با دلتنگیات هم لجبازی میکنی تمام ثانیه هایت هم که تنگ شود هی میگویی الان است که نگرانم شود دیگر باید سراغم را بگیرد گاهی دلت میخواهد دلش را به شور بندازی و به شوق بیایی از این همه خواستن گاهی
چه رنجی داشت - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:49
چه رنجی داشت در دلش...!!؟ عکاسی که عاشقانه ترین عکسهای دونفره را چه رنجی داشت در دلش...!!؟ عکاسی که عاشقانه ترین عکسهای دونفره را از عشقش میگرفت...!!! از عشقش میگرفت...!!!
تورا دوست دارم - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:49
تو را میستایم با اینکه میدانم تو برای من نیستی تو را دوست دارم با اینکه میدانم به وجود من احتیاجی نداری تو را دوست دارم با اینکه میدانم روح و جسم تو متعلق بدیگری است صدایت را دوست دارم با اینکه میدانم برای من نمی خوانی سیمایت را دوست دارم با اینکه میدانم مال دیگری هستی تو را دوست دارم
شب است - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:49
شب است... کلنجار میروم باخودم با دلتنگی هایم با قلب له شده ام با غرور شکسته ام سراغش را بگیرم...نگیرم...بگیرم...نگیرم... نزدیک صبح است...دل را به دریا زدم... مشترک مورد نظر درحال مکالمه می باشد...
یکی بود... - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:49
یکی بود یکی نیود من بودمو اوبودو اعتماد مابودیمو پیمانو قسم باهم نبودیم اما بودیم باهم معصوم بود و معصومیت نبود ما بودیم و حرفهای نگفته ی زیبا،رازهای پنهان پیدا اومن می شد.من اومی شدم. نقشها را بازیچه
اینجا مینویسم - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:49
اینجا مینویسم شاید گذر زمان تو را هم یه روزبرای خواندن این مطلب به اینجا بکشاند... من همانم که با اینکه میدانستم تونمی توانی بامن باشی ولی باز دوستت داشتم منی که میدانستم بیشتر ازنصف حرف هایت راست نبو

برچسب‌های مرتبط

دلتنگی یعنی | دلتنگی مادر | دلنوشته ها | دلنوشته های تنهایی | دلنوشته های دلنشین | دلشکسته چت | دلشکسته فیلم | تنهایی لیلا | تنهایی پر هیاهو | جدایی نادر از سیمین